احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
86
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
بگو آسمان را كه با درد نوشان * سلوكى از اين گونه بهتر نمايد به دل جور كمتر ستيزد و گرنه * شكايت به ديوان داور نمايد شه دين و دنيا على بن موسى * كه خاك درش ديده ، انور نمايد بود خشتى از بارگاه جلالش * كه در ديدهها عرش اكبر نمايد زهى قبهء نور بخشى كه پيشش * كم از ذرّه خورشيد خاور نمايد چه نقصان رسد پايهء جاه او را * ز سبقت كه خصم بد اختر نمايد بود همچو تقديم ساحر به موسى * تقدم كه خصم فسونگر نمايد به رنگ سلام از ره بىنيازى * گداى درش ردّ گوهر نمايد نهيبش به هنگام دفع تطاول * اگر منع تأثير اختر نمايد فرو ريزد از يكدگر ماه و انجم * فلك را جو برج كبوتر ( 1 ) نمايد شها ! هر سحرگاه خورشيد خاور * جبين از سجودت منور نمايد توئى آنكه هنگام مسكين نوازى * كف كافيت خاك را زر نمايد كنم مطلع تازه در شأنت انشا * كه بر صفحه چون موج كوثر نمايد به وصفت اگر خامه لب تر نمايد * تحكم به خضر و سكندر نمايد رواق جلال تو شأن بزرگى * به اين كاخ فيروزه منظر نمايد كند خاك خجلت به سر بحر و كان را * كفت ، بسكه ايثار گوهر نمايد نسيمى كه خيزد ز گلگشت كويت * دماغ خرد را معطّر نمايد گر از باغ خلق تو يكره شميمى * گذارى به اين خاك اغبر 3760945 خ 0 4 خ نمايد مزاج هوا را كند عنبر آسا * بسيط زمين مشك اذفر 4760945 خ 0 5 خ نمايد به خون دل كبك سرمست غافل * اگر لاله در كوه محضر نمايد پر و بال شاهين فرو ريزد از هم * چو حكمت اشارت به صرصر 5760945 خ 0 6 خ نمايد بدرّد دل نه فلك را ، نهيبش * خم تيغت آن دم كه جوهر نمايد عدوى تو ز آسودگى رنج بيند * به سر نرگسش كار شش پر نمايد كمر بشكند محور آسمان را * اگر كوه حلم تو لنگر نمايد